پاسبانان تنگه احد نظام
وقتی به حوادث صدر اسلام نگاه می کنیم و لغزیدن های امثال زبیر سیف الاسلام، طلحه الخیر، شمر ابن ذالجوشن، عمر سعد و ده ها مجاهد بزرگ رکاب پیامبر را می بینیم، از وحشت این دام های هولناک که قطعا برای همه پهن خواهد شد، پشتمان می لرزد و شاید به صرافت بیفتیم و خود را از ورود به هر جریان اجتماعی نهی کنیم و کنج عزلت را پناهگاه خوبی برای این فتنه ها بدانیم. غرض این نیست که در باب عکس العمل هایمان به شرایط فتنه بنویسم بلکه به دنبال راه حلی هستم تا بتوان جامعه را از این دست حوادث واکسینه کرد.
بی شک هر فتنه ای به یک محیط کشت نیاز دارد که حیات فتنه وابسته به آن است. این گونه شرایط معمولا یکی دو دهه بعد از یک انقلاب فراگیر ایجاد می شود. چه در زمان صدر اسلام و چه در انقلاب اسلامی خودمان. این وضعیت هیچ گاه در جامعه یکدست و خالص ابتدای انقلاب ها که قلب همه معطوف به رهبری هست، ایجاد نخواهد شد. چنانکه عاشورا هم که امتداد نهضت فروخفته امام مجتبی(ع) و میراث خانه نشین کردن حضرت امیر(ع) است، در چنین موقعیت زمانی ای ایجاد می شود. این دو دهه فرصتی است که در آن تغییر ارزش ها ممکن است. امام حسین(ع) هم هدف خود را احیاء سنت رسول خدا معرفی کرده که از همین موضوع حکایت می کند. این تغییر ارزش همان استحاله است که در هر جامعه ای پیش نیاز ایجاد ریزش هاست. پاسداری از این ارزش و جنگ با استحاله گردنه احد جامعه است و به هیچ بهایی نباید از آن غفلت شود. زبده ترین و نخبه ترین نیروها باید برای پاسداری از آن استخدام شوند. جنگ نرم به عنوان فرآیندی تعریف می شود که در نهایت منجر به تغییر در ارزش های جامعه هدف می شود البته در جنگ نرم باید باور ها و احساسات را هم تحت تاثیر قرار داد تا این هدف حاصل شود. به هر ترتیب هر اندازه در پاسداری از ارزش ها موفق باشیم، ریزش های کمتری نیز خواهیم داشت. در صدر اسلام هم از این حیث که گسترش اخلاق فدای گسترش مرزها شد، آبستن حوادث فتنه گون و انحراف خواص از مسیر حق بود.
برای اینکه یک ارزش در جامعه کمرنگ نشود باید مدام آن را فریاد کرد و از منحرف شدن از آن جیغ کشید و نگذاریم گرد و غبار روی آن بنشیند. این به واقع یک واجب کفایی است که در هیچ شرایطی نباید بر زمین بماند. کسی که این کار را باید انجام دهد نباید هیچ وابستگی سیاسی یا اقتصادی به دولت و یا گروه سیاسی ای داشته باشد. نباید هیچ شرایطی باشد تا به مصلحت این فریادها و جیغ ها انجام نشود و باید در موقعیتی باشد که بتواند با یک نگاه از بیرون وضعیت را منصفانه تحلیل کند.
نزدیک ترین شر به این معیارها دانشجویان و جنبش های داانشجویی هستند و این وظیفه از سر ناچاری به دانشجو سپرده شده است چرا که نقش اصلی داشجو پیشرفت دانش و تولید علم است اما خصوصیاتش موجب شده ، رهبر جامعه او را مناسبترین گزینه برای حفظ تنگه احد جامعه بداند. «در واقع دانشجو موذن جامعه است. اگر خواب بماند نماز جامعه قضا می شود.»


